خرید بک لینک

دوستان کم کار شدن یا مطالب کمه؟

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 22:30

باید دکتر برم ، به نظرم طبیعی نیست

درد پشت چشم چپم و زیر پیشونی

و یه درد مبهم در کشاله ران

ورزش شروع کردم که بدنم ورزیده بشه ، دردها سرباز کردن

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 17:55

دیشب با یکی از دوستان خوب هم صحبت شدم و از راهنمایی هاشون بهره مند شدم ، ان شاالله بتونم بکار هم ببرم . قدردان لطف و محبتاشون هستم.

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 15:26

برای ثبت نام دخترم به یه موسسه مراجعه کردیمپارسال پیش دبستانی هم زیر مجموعه این موسسه بود، شهریه رو پرسیدیم پارسال حدود 16 میلیون بود و پیش بینی می کردن امسال حدود 22 میلیون باشه ، خلاصه برا پیش ثبت نام مراجعه کردیم و تو گروهشون عضو شدیمالان اعلام کردن شهریه شده 26 و خورده ای!!!!!!!!!!!!!!!!برای تخفیف شهریه هم کلی بند و تبصره گذاشتن که عملا دایره تخفیف کوچیک و کوچیک تر شده و هیچ تخفیفی شامل ما نمیشه!از طرفی برا ثبت نام مدارس خوب دولتی باید متوسل به بند پارتی یا پول بشیم ، سایر مدارس دولتی هم هر جور دانش آمزی پیدا میشه ، درسته ما هم تو مدارس دولتی رشد کردیم اما در مورد دخترم خیلی تو فکرم ، تو مدارس دولتی با کی دوست بشه یا نشه ، از طرفی هم خودتون تو خبرها می خونید سهم مدارس تیزهوشان و غیردولتی از رتبه های کنکور قابل مقایسه با مدارس دولتی نیست.خلاصه هنوز ثبت نام نکردیمتا ببینیم چی پیش میاد!

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 15:26

بعد از تزریق واکسن های کرونا غلظت خون مهمون ناخوانده بدنم شده قبلا همه چی نرمال و در حد ورزشکاران نیمه حرفه ای بود، منم عملا ورزش تعطیل و تحرک بسیار کم ، تازگیا ورزش و نرمش شروع کردم خیلی هم شادابی میاره ، به پیشنهاد یکی از متخصصان طب سنتی حجامت هم در برنامه ام بود ، امروز موفق شدم ، برم برا حجامت ، و این سومین باری هست که حجامت شدم به نظرم ارزش داره و سبکی بعد از حجامت برا من عالیه.پ ن : واکسن های آسترازنکا رو دو دز دریافت کردیم. و اصلا نمیدونستیم آنقدر ممکنه برامون عوارض داشته باشه!

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 15:26

این روزها عجیب فکرم مشغول و همزمان فکرم خالیه!دیروز وقتی میخواستم وارد وبلاگ بشم ، تو وبلاگ های بروز شده یه متن دیدم یه خانم که میخواست بچه اش بندازه ناراحت شدم و براش کامنت نوشتم که این کار نکن ، شاید بعداً نتونی مادر بشیخانم تو کلینیک مورد مشابهی برام تعریف میکرد یه خانم میانسال مراجعه داشتن و این خانم براشون درد و دل کرده که فلان سال که دوره عقد بودیم باردار شدم و مادرم گفت بچه ات بنداز من نمیتونم این بی آبرویی تحمل کنم ! و من بچه رو انداختم و دیگه بعد از اون باردار نشدم.امروز هم سری به یکی از دوستان وبلاگی زدم ، ایشون هم از یکی آشنا ها نوشته بودن و سقط بچه اشون سر صبحی خیلی ناراحت شدم ، اصلا نمیدونم چرا این مسائل عادی سازی شد، بابا جون یه نفر دیگه در میونه، جون هم مال ما نیست!

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 18:02

انقدری که از حرف مردم می ترسیم از خدا حساب نمی بریم!

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 18:02

کسی آنلاین هست؟ بیاد با هم حرف بزنیم

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 17:41

جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت. #سعدی

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 17:41

ای خدا این وصل را هجران مکن سر خوشان عشق را نالان مکن نیست در مورد عالم زهجران تلخ تر هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:22

مرو ای دوست… مرو ای دوست…مرو از دستِ من؛ ای یار…که منم زنده؛ به بوی تو… به گلِ روی تومرو ای دوست… مرو ای دوست…بنشین؛ با من و دل… بنشین تا برسم؛ مگر به شبِ موی توتو نباشی؛ چه امیدی به دلِ خسته ی من؟تو که خاموشی… بی تو؛ به شام و سحر چه کنم، با غمِ تو؟مرو ای دوست… مرو ای دوست…مرو از دستِ من؛ ای یار…که منم زنده؛ به بوی تو… به گلِ روی توبنشین؛ تا بنشانی نفسی آتشِ دل…بنشین تا برسم؛ مگر به شبِ موی تو…تو نباشی؛ چه امیدی به دلِ خسته ی من؟تو که خاموشی… بی تو؛ به شام و سحر چه کنم، با غمِ تو؟چه کنم با دلِ تنها؛ که نشد باورِ منتو و ویرانی… خاموشی…کوهم اگر؛ چه کنم با غمِ تو؟چه کنم، با دلِ تنها؟ چه کنم،با غمِ دل؟ چه کنم با این درد؟دلِ من… ای دلِ من…چه کنم، با دلِ تنها؟ چه کنم،با غمِ دل؟ چه کنم با این درد؟دلِ من… ای دلِ من…چه کنـــم…؟#ایران_تسلیت

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:22

صفحه بندی